به راستی اوباما چه دینی دارد؟ایا قرار است پوریم جشن ایرانی کشی دوباره تکرار شود؟

اوباما چه ائینی دارد؟
پوریم چیست؟جشن ایرانی کشی کجا اتفاق میفتد؟

  • پوریم

پوریم یکی از بزرگترین جشن های یهودیان است . یهودیان در جشن پوریم در دو نوبت به قرائت کتاب استر می پردازند . آنان رخداد کشتار ٧۵٨۰۰ تن از ایرانیان را معجزه ایزدی می دانند و به همین مناسبت سیزدهم ماه ادار را روزه می گیرند . چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص می پردازند.

« تورات در کتاب استر می گوید : خشایار شاه پادشاه پارس در واپسین روز جشن ١٨۰ روزه که از باده نوشی سرمست بود ، دستور داد شهبانو وشتی زیباییش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد . شهبانو خودداری ورزید و پادشاه بسیار خشمناک شد.
در شوش یک یهودی به نام مردخای پسر یائیز زندگی می کرد ، او دختر عموی زیبایی داشت بنام هدسه دختر ابیحایل که به او استر هم می گفتند . زمانی که قرار شد از همه بلاد دختران زیباروی به حرمسرای پادشاه آورده شوند استر نیز همراه دختران زیبای بیشمار دیگری به حرمسرای کاخ شوش آورده شد . به رهنمود مردخای استر به هیچ کس نگفته بود که یهودی است . استر بیش از دختران دیگر مورد توجه و دلبستگی پادشاه قرار گرفت به گونه ای که پادشاه تاج بر سر استر گذاشت و او را به جای وشتی شهبانو ساخت . ولی استر همانند زمان کودکی دستورات مردخای را فرمانبرداری می کرد. »

ا اینجای داستان به چند نکته باید توجه کرد:

  1. خودداری وشتی از نمایاندن خود ، می فهماند که زن ایرانی خوشنود نیست ملعبه دیگران قرار گیرد . در ضمیر زن ایرانی حجب ، حیا و عفت از روزگاران دور وجود داشته است.
  2. زیبایی استر نیز قابل ملاحظه است چیزی که در درازای تاریخ ، یهود از آن بهره برده و امروز نیز یکی از ابزارهای مهم جاسوسی و نفوذ به دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی حکومتها و سازمانهای دولتی و جهانی ، بهره گیری یهود از زنانش می باشد . انان برای به لغزش کشیدن نسل ها هم از حربه ی نمایش زنان بهره برده و می برند.
  3. روشن است پیمانی که او بعنوان شهبانو با پادشاه می بندد بر پایه پنهان کاری است ، او تصمیم به شتر دزدی دارد لکن نخست تخم مرغ دزدی را به اجرا می گذارد . به یهودیانی که برای مقاصدی شوم دین ، عقیده خود را پنهان می کنند و از نام و رسم مقصد بهره می برند آنوسی می گویند . و استر یک آنوسی است . آنسان که پیداست شهبانو ی پادشاه است . رسما تورات می گوید : او فرمانبر مردخای یهودی است.

 

 

« مردخای نیز از سوی پادشاه به مقام مهمی در دربار منصوب می شود . با رهنمود مردخای ، استر علیه هامان « وزیرالوزرا » دسیسه کرده و شاه هامان را اعدام و املاک او را به استر می بخشد . پس از ان پادشاه انگشتر خود را به مردخای داد.
پادشاه به شهبانو استر و مردخای گفت : شما می توانید حکمی برابر میل خود بنام پادشاه برای یهودیان صادر کنید و آن را با انگشتر پادشاه مهر کنید. »

 

٢۶ سده از ماجرای استر ، مردخای و هامان می گذرد شوربختانه تاریخ شناسان ایران بیشتر به زرق و برق پادشاهان و افتخارات دروغین زمامداران پرداخته اند . و سلسله های پادشاهی را برایمان آرایشگری کرده اند .
جوان ایرانی از ماجرای دردناک نخبه کشی و ایرانی کشی که در کتاب استر آمده ، خبر ندارد . استر و مردخای توطئه گر را نمی شناسد . هامان « وزیرالوزرا » که مورد خشم یهود قرار گرفته است را نمی شناسد . او نمی داند که هامان در هنر دست میکل آنژ بر سقف نمازخانه سیس تین واتیکان چهره معصومی دارد که به صلیب کشیده شده است.

 

آیا میکل آنژ دانسته یا ندانسته نمی خواهد رنج و مصیبت مسیح بدست یهودیان را در صورت هامان بنمایاند ؟
آنانی که دم از ایرانی گری ، قومیت و نژاد می زنند از چه طریقی هامان سوزان را که در بسیاری از نقاط جهان برگزار می شود ، به گوش جوان ایرانی رسانده اند؟

 

« مردخای فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد . فرمانی که به یهودیان اجازه می داد متحد شوند و بدخواهان خود را از هر قومی که باشند ، بکشند و دارایی شان را به غنیمت بگیرند . تورات می گوید در سراسر کشور همه از یهودیان می ترسیدند تمام حاکمان و استان داران ، مقامات کشوری و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان کمک می کردند و بدین سان یهودیان به دشمنان خود تاختند و آنها را از دم شمشیر گذرانده ، کشتند. »

 

تورات توضیح نمی دهد که چرا همه ی مردم ایران از یهود می ترسیدند چگونه می شود در یک کشور غیر یهودی همه ی قدرت در انحصار یک یهودی قرار گیرد و همه ی مقامات از او بترسند مگر اینکه بپذیریم پادشاهان هخامنشی دست نشاندگان یهود بودند . آنچه که تورات و یهودیان بر آن پافشاری دارند ، این است که آنان در ماجرای پوریم که پانزده ملت ایران را نابود کرده اند و هزاران تن از هنرمندان ، اندیشمندان و مردم عادی را کشته اند ، پیش دستی و قتل عام پیش گیرانه بوده است .
از یهودیان و حامیانشان می پرسیم ، به چه انگیزه مردم سراسر شرق میانه در برابر این قوم نفرت و در دل کینه داشته اند ؟ آیا سبب دشمنی همیشگی آدمی با یهودیان را نمی توان در رفتار حریصانه و نیرنگ گرانه این قوم با دیگران دانست؟

 

« تورات می گوید در آن روز آمار کشته شدگان به عرض پادشاه رسید . او شهبانو استر را خواست و گفت: یهودیان تنها در پایتخت پانصد تن را که ده پسر هامان نیز جزو آنها بودند ، کشته اند . پس در دیگر شهر های کشور چه کرده اند ؟ روز بعد باز یهودیان پایتخت گرد آمدند و سیصد تن دیگر را کشتند ، بقیه یهودیان در دیگر استان ها هفتاد و پنج هزار تن از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند. »

 

از نخست تا انتهای کتاب استر هیچ واژه ای که نشان دهد خون از بینی حتی یک یهودی ریخته شده است ، نیست . به هیچ آزار عملی ای از سوی ایرانیان در برابر یهود اشاره نشده است . با این وجود آنان قصاص پیش از جنایت را چگونه توجیه می کنند.

 

چگونه است که پس از ٢۶ سده همچنان روزهای پوریم ، سیزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ، روزهایی که از هر یازده تن ایرانی یک تن کشته شده است را به نام روز سپاسگزاری ، روز امحاء دشمنان یهود و روز پوریم جشن می گیرند . بسیاری از یهودیان اروپا و آمریکا به جای پوریم ، این مراسم را جشن ایرانی کشی می نامند .
ولی ایرانیان از همان زمان سیزدهم فروردین را که مصادف با آن ایرانی کشی ددمنشانه بود به نام نماد مبارزه و اعتراض به تیره یهود و وحشیان هخامنشی ، که سراسیمه از خانه و کاشانه شان فراری شده بودند ، سر به کوه و بیابان می گذارند و نافرخندگی سیزده ی فروردین را دور از خانه بدر می کنند.

 

ولی اینک به انگیزه هجمه ی گسترده فرهنگی و چیرگی فراگیر یهود بر رسانه های ارتباط گروهی و غفلت نگران کننده ی جمع کثیری از ارباب قلم و دانش ، این روز نه تنها نمادی از مبارزه با یهود را با خود ندارد ، بلکه به سوی خواسته ی یهود ، آمال و آرزوی یهود را که همانا غفلت ، نادانی ، خرافه پرستی و باستان پرستی ایرانی است را بر آورده می سازد.


ملل واقوام گیتی جشنها و آیینهای گوناگونی دارند که هر کدام به مناسبتی برگزار میشوند اما مناسبت برخی از این جشنها بسیار ناراحت کننده و غیر انسانی است.یکی از این جشنها جشنی است به نام پوریم که هر سال روزهای سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ( که برابر با ۱۳ اسفند یا فروردین بسته به ۱۲ ماهه یا ۱۳ ماهه بودن سال عبری) توسط یهودیان برگزار میشود .این جشن یادآور       قتل عام و نسل کشی بزرگی است که در زمان خشایارشاه یهودیان بر ایرانیان روا داشتند و در عرض ۳ روز در حدود ۷۰ هزار ایرانی را با عنوان دشمن یهود بودن به قتل رساندند.

 

این جشن که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا ” جشن ایرانی کشی” نیز نامیده میشود بر اساس داستانی است در تورات. در این داستان آمده است که خشایار شاه در روز               جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه وشتی میخواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ مهمانان بکشد اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی اش قبول نمیکند و به همین دلیل پادشاه خشمگین تصمیم میگیرد شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب کند.در این بین یک دختر یهودی به نام هدسه یا استر مورد توجه شاه قرار میگیرد،این دختر که همراه با عده ای از زنان زیبا به قصر آمده بودند ابتدا با همکاری پسرعمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایارشاه را برکنار کرده، میکشند و مردخای را جانشین وی میکنند و سپس از خشایارشاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در ۳ روز متوالی میگیرند به این ترتیب در طی این ۳ روز ۷۰ هزار نفر از ایرانیان را که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند، با بیرحمی تمام به قتل رسانده، اموالشان را به غارت میبرند و به مناسبت این پیروزی بزرگ و قتل عام بی سابقه تاریخی جشن میگیرند.

این روایت در کتاب سفر استر تورات بدین صورت نقل می شود:

«پس يهوديان جميع دشمنان خويش را به دم شمشير زده كشتند و هلاك كردند و با ايشان هر چه خواستند به عمل آوردند ... يهوديان در دارالسلطنه شوشن (شوش)پانصد نفر را كشته و هلاك كردند ... در روز چهاردهم ماه آذار نيز جمع شده سيصد نفر را در شوشن كشتند ... و ساير يهودياني كه در ولايات پادشاه بودند جمع شده و ... هفتاد و هفت هزار نفر از مغبضان خويش را كشتند ... و آرام يافتند. و آن روز رابزم و شادماني نگاه داشتند. ... آن روزها را از اسم «پور» (در عبري به معناي قرعه) پوريم ناميدند ... يهوديان اين را فريضه ساختند و آن را بر ذمه خود و ذريت خويش و همه كساني كه به ايشان ملحق شوند گرفتند كه تبديل نشود و آن دو روز را بر حسب كتابت آنها و زمان معين آنها سال به سال نگاه دارند و اين روزهاي پوريم از ميان يهود منسوخ نشود و يادگاري آنها از ذريت ايشان نابود نگردد. (عهد عتيق، سفر استر باب 9)»

 

این جنایت هنوز هم با گذشت ۲۶ قرن هرساله توسط یهودیان در تمام دنیا جشن گرفته میشود ، یهودیان در این روز لباسهایی شبیه شخصیتهای این داستان پوشیده و با بازی کردن نقشهای آنها این جنایت بزرگ را با نام از بین بردن دشمنان یهود تجدید خاطره میکنند.

 

این نسل کشی بی سابقه در سه روز که روز آخر آن مطابق با روز ۱۳ فروردین بود اتفاق افتاد به همین دلیل است که روز ۱۳ فروردین در نزد ایرانیان روز نحسی بوده است.  برخلاف تصور عده ای که این نحسی روز ۱۳ فروردین را تنها مرتبط با عدد ۱۳ و یک فرهنگ غربی میدانند و به آن حالت خرافه پرستی و جهل داده اند تا خاطره این جنایت بزرگ را از خاطره ها ببرند این نحسی مرتبط با پوریم و این نسل کشی است زیرا ایرانیان از همان زمان سيزدهم فروردين را كه مصادف با آن ايراني كشي وحشيانه بود به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت یهود ، كه آنها را سراسيمه از خانه و كاشانه شان فراري داده بودند برگزیده و سر به كوه و صحرا مي گذارند . و نافرخندگي سيزده ي فروردين را دور از خانه بدر مي كنند.

 

برخی اعتقاد دارند که این نسل کشی را میتوان نوعی هولوکاست به حساب آورد. هولوکاستی که به گفته کتاب مقدس در طی ۳ روز اتفاق افتاده و در طی آن ۷۰ هزار ایرانی به قتل رسیده اند. هولوکاستی که روز به انجام رسانیدن آن یکی از بزرگترین جشنهای آیینی محسوب میشود ،در روز اول آن برای شکرگزاری به درگاه خدا روزه گرفته و در روزهای بعد به رقص و پایکوبی پرداخته و خدا را به خاطر این معجزه و نسل کشی عظیم شکر میکنند.

طبق مندرجات کتب مذهبی یهود در 13 آدار سال 3405 عبری در سرزمین بزرگ پارس توطئه شوم برای شهروندان یهودی در شرف انجام بود که با همبستگی یهودیان بویژه با سیاست های مدبرانه پیرمردی روحانی بنام مردخای و فداکاری دختر عمویش استر، معجزه ای به وقوع می پیوندد که باعث عقیم ماندن یک فاجعه (گزرا) میشود.

        
شرح کامل این واقعه در یکی از کتب مقدس یهود بنام مگیلت (طومار) استر نگاشته شده است. در سال 3396 مطابق با 367 قبل از میلاد، خشایارشاه (احشورش) فرزند داریوش هخامنشی پادشاه ایران، ضیافتی باشکوه به مدت هفت شبانه روز برای نمایش اقتدار خویش ترتیب میدهد و فرمان میدهد به تمام ساکنان (شوش) هدایایی عطا شود. طی این مدت طبق میل و رضای هر کس به او خوراک و اشربه داده شود، هرکس آنچه را طلب کند در اختیارش بگذارند و تمام مدعوین می توانند در باغ اندرونی قصر به حضورش شرفیاب شوند. در آن شب پادشاه در حال مستی از همسرش (وشتی) میخواهد در میان مدعوین حضور یابد، اما ملکه از این امر امتناع ورزیده و از آمدن خودداری میکند. اخشورش بر او غضب نموده و بی درنگ او را از مقامش عزل و به دست جلاد می سپارد. دیری نمی گذرد پادشاه از عمل خویش احساس ندامت میکند و بلافاصله اقدام به جستجوی جانشین دیگری جهت ملکه ایران مینماید.
از میان هزاران نفر واجد شرایط از 127 استان ایران دختری یهودی بنام استر انتخاب میشود و به همسری خشایارشاه درآمده و ملکه ایران میشود.

مردخای همانند پدری دلسوز همواره با نصایح و رهنمودهایش از استر حمایت میکند و از او میخواهد از آنچه که پیش آمده، نهراسد و این سرنوشت را بپذیرد؛ یقینا حکمتی الهی در آن نهفته است. مردخای بعنوان رهبر مذهبی یهودیان در دربار سلطنتی رها یافته است اما بخاطر اعتقاداتش و داشتن عقاید یکتا پرستی، با یکی از وزرای مشرک پادشاه بنام هامان اختلاف نظر عمیقی پیدا میکند و بدلیل عدم پذیرش عقاید او و سجده نکردن در مقابل بتی که بصورت آویز بر گردن هامان آویزان بود، باعث میشود که هامان این رفتار مردخای را بعنوان نماینده تفکر یهود، توهین و تمرد به خود تلقی کرده، توطئه ای را علیه یهودیان آن زمان با جلب نظر اخشورش طرح کند. هامان برای نیل به اهداف شیطانی خود از تمام توان خویش بهره می جوید. او با غیبت های مکرر اخشورش را متقاعد میکند که یهودیان شهروندان بدی هستند که نسبت به قوانین مملکتی سرکشی میکنند و از پرداخت مالیات امتناع می ورزند. عاقبت موفق میشود با پیشنهاد نمودن مقادیر زیادی نقره به ارزش ده هزار کنتال به خزانه سلطان بعنوان خونبها، مهر سلطنتی را جهت نابودی ملتی که حاضر نشدند در مقابل بت بعل سجده نمایند در اختیار بگیرد. به همین منظور قرعه انداخت و سیزدهم ماه آدار را اشتباهاً با هفتم ماه آدار که ماه تولد و وفات حضرت موسی است در نظر گرفت و برای اجرای حکم قتل عام یهودیان انتخاب میکند. وی کاتبان را احضار مینماید تا این فرمان را بنویسند و به چابکترین سواران و پیک های ماهر بدهند تا به همه استانها ابلاغ کنند.
در فرمان ابلاغ شده بود که این دستور محرمانه و جدی است و شروع آن روز سیزدهم ماه آدار است. و تاکید شده بود در آن روز قوم یهود قتل عام شوند و مجال فرار به کسی داده نشود و همان روز کار را خاتمه دهند. مردخای پس از آگاهی از این توطئه شوم به استر ملکه پیغام میدهد و او را نسبت به مسئله خونبها و حکم قتل عام یهودیان مطلع می سازد و از او میخواهد تا با استفاده از مقام خود در رفع این خطر تلاش کند و یادآور میشود، اکنون زمانی است که باید دین خود را به جامعه ات ادا کنی زیرا خداوند تو را برای چنین روزی در نظر گرفته و به مقام بالا رسانیده است.
یهودیان به توصیه استر و مردخای سه روز تعنیت (روزه) میگیرند و با دعا به رحمت الهی متوسل میشوند. استر هم زمان با روزه یهودیان، ترتیب ملاقات و مذاکره با پادشاه را برای بیان واقعیت توطئه هامان و درخواست کمک برای جامعه اش فراهم میکند. ضمن صحبت هایش، خدمات مردخای را در جهت کشف توطئه سوءقصد به جان پادشاه را یادآور میشود. استر موفق میشود نظر پادشاه را به حقیقت معطوف و خطر را از یهودیان دور کند.
یهودیان جهان قرنهاست پوریم را در شرایط مختلف به یاد آورده و گرامی میدارند. زیرا این رویداد مهم تاریخی از این جهت حائز اهمیت است که پس از خرابی بیت همیقداش، برای اولین بار میرفت تا یک تجربه تلخ و یک فاجعه دیگر برای یهودیان در گالوت تکرار شود. از سویی دیگر میتواند پیام آور این باشد که یهودیان ایران با داشتن سابقه طولانی بیش از 2700 سال از اصیل ترین یهودیان دنیا می باشند. همچنین پوریم نه تنها بعنوان یک جشن مذهبی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، بلکه مانند دیگر اعیاد یهودیان دارای یک زیر بنای فرهنگی، مذهبی خاص میباشد.
قدری تعمق و تحلیل درباره مگیلت استر در قیاس با کتاب مقدس تورا این امکان مهیا میشود که بتوان به نکاتی پرمحتوا و با ارزشی دست یافت. بطور مثال میتوان در این نوشتار به تقدیر الهی اشاره کرد که چگونه در پوشش حادثه ای به ظاهر اتفاقی و عادی، با اعمال و نیات انسانهای عادی جلوه نماید. گاه این مقدرات در ابتدا غیر قابل درک و عجیب به نظر میرسد، اما با گذشت زمان و نگاهی کلی به تاریخ، تصویری به مراتب زیباتر از این حکمت و هدایت الهی بدست خواهد آمد.
در فرهنگ لغت پارسی باستان واژه پوریم از ریشه پور به معنی قرعه آورده شده است. رسم است همه ساله در روز سیزدهم ماه آدار به یاد سه روز روزه داری، یهودیان یک روز تعنیت میگیرند، در شب سیزدهم و روز چهاردهم ماه آدار مگیلای استر از روی طومار مخصوصی خوانده میشود و مراسم جشن پوریم یا قرعه ها برگزار میشود. هنگام خواندن مگیلای استر، هربار که نام هامان ذکر میشود بچه ها سوتها و قارقارک های خود را به صدا در می آورند و به همراه بزرگترها پای خود را به زمین می کوبند. ارسال هدایای خوراکی یا نوشیدنی برای دوستان و آشنایان و کمک به مستمندان جزء فرایض دینی این جشن بشمار میرود.
در جشن پوریم جوانان لباسهای مخصوص می پوشند، ماسکهای گوناگون به چهره میزنند و در کارناوال ها شرکت کرده و به رقص و پایکوبی می پردازند

                  

.........................

هرساله روز 13فروردین را به عنوان روز طبیعت جشن میگیریم

هرساله روز 13فروردین را به عنوان روز طبیعت جشن میگیریم... کدام یک از دوستان از روز پوریم یا جشن پوریم اطلاع دارد؟ آیا می دانستید در روز 13 فروردین در زمان خشایارشاه 77هزار ایرانی بدست یهودیان قتل عام شدند؟این 77هزار نفر بر اساس مستنداتی است که از تورات استخراج شده است و برخی مورخان این آمار را جعلی و امار واقعی را 500هزار نفر می دانند....
کوروش کبیر، پادشاه مومن پارس، یکی از مهمترین کارهایش نجات یهودیان و آوردن ایشان به ایران بود!؛ در کنار این کوروش و داریوش به شدت به گسترش و غنای فرهنگ پارسی و زرتشتی کمک کردند و عدالت و تقیدشان به حقوق بشر بر هیچ کس پوشیده نیست؛ با این حال خشایار شاه از خائن ترین افراد به فرهنگ پارس و آیین زرتشت بود!
"خشایار شاه ملکه ای داشت به نام ملکه وشتی که یک بانوی عفیف ایرانی بود، در عین حال استر دختری یهودی به کمک پسر عمویش مردخای که از همان قوم نجات یافته بودند به دربار راه یافت؛ در یکی از مراسم ها باده گساری خشایارشاه از ماکه وشتی می خواهد که خود را بر حاضران عرضه کند، ولی ملکه وشتی از این کار سرباز می زند، و این موقعیتی برای استر و مردخای بود که جایگاه خود را ارتقا دهند و بدین صورت استر با پیروی اش از خشایارشاه فاسد خود را محبوب و نافذ می کند، ملکه وشتی منزوی می شود و استر ملکه ایران می گردد، کار به جایی می رسد که استر و مردخای اجازه ی دستور می یابند و مهر پادشاه در اختیارشان قرار می گیرد، به دستور ایشان «هامان» وزیر ملی گرای پارسی کشته می شود، و 77هزار ایرانی قتل عام می گردند، (یعنی از هر 11نفر یک نفر)، و مردخای جایگزین هامان می گردد"
این روایت در کتاب سفر استر تورات بدین صورت نقل می شود:
«پس یهودیان جمیع دشمنان خویش را به دم شمشیر زده کشتند و هلاک کردند و با ایشان هر چه خواستند به عمل آوردند ... یهودیان در دارالسلطنه شوشن (شوش)پانصد نفر را کشته و هلاک کردند ... در روز چهاردهم ماه آذار نیز جمع شده سیصد نفر را در شوشن کشتند ... و سایر یهودیانی که در ولایات پادشاه بودند جمع شده و ... هفتاد و هفت هزار نفر از مغبضان خویش را کشتند ... و آرام یافتند. و آن روز رابزم و شادمانی نگاه داشتند. ... آن روزها را از اسم «پور» (در عبری به معنای قرعه) پوریم نامیدند ... یهودیان این را فریضه ساختند و آن را بر ذمه خود و ذریت خویش و همه کسانی که به ایشان ملحق شوند گرفتند که تبدیل نشود و آن دو روز را بر حسب کتابت آنها و زمان معین آنها سال به سال نگاه دارند و این روزهای پوریم از میان یهود منسوخ نشود و یادگاری آنها از ذریت ایشان نابود نگردد. (عهد عتیق، سفر استر باب 9)»
حتی با تحقیقات جدید دسته ای از تاریخ دانان و باستان شناسان ایرانی روی بنای پارسه مشخص شده است که نه تنها تخت جمشید توسط اسکندر آتش زده نشده است، بلکه احتمالا به دلیل یک فاجعه، نسل کشی یا چیزی شبیه این ساخت آن در نیمه متوقف شده است! که به دلیل اینکه از حوصله این مطلب خارج است شرحش را می گذارم برای بعد.

برخی اعتقاد دارند که این نسل کشی را میتوان نوعی هولوکاست به حساب آورد. هولوکاستی که به گفته کتاب مقدس در طی ۳ روز اتفاق افتاده و در طی آن 77 هزار ایرانی به قتل رسیده اند. هولوکاستی که روز به انجام رسانیدن آن یکی از بزرگترین جشنهای آیینی محسوب میشود ،در روز اول آن برای شکرگزاری به درگاه خدا روزه گرفته و در روزهای بعد به رقص و پایکوبی پرداخته و خدا را به خاطر این معجزه و نسل کشی عظیم شکر میکنند. چگونه است که یهودیان در قبال واقعه ای مانند هولوکاست که سندیت آن مورد تردید است اینگونه آه و فغان سرداده و داستانها و فیلمهای متعددی برای محکوم کردن آن میسازند و اجازه نمیدهند هیچکس درباره وجود داشتن آن به خود تردیدی راه دهد اما به خود اجازه میدهند روزی را که قتل عامی بدتر از نازیها را در قبال ایرانیان به اسم ضدیهود داشته جشن بگیرند؟ آن هم ایرانیانی که آنها را پس از آواره شدن در کشور خود راه داده و اجازه زندگی مستقل و آزاد را به آنها داده اند؟ این جشن گرفتن قوم یهود در تمام دنیا حتی در ایران در حالی صورت میگیرد که همه سعی میکنیم در دنیایی زندگی کنیم که در آن زندگی انسانها مهم است و کشته شدن حتی یک انسان جنایتی بزرگ محسوب میشود و یهودیان نیز خود را موجوداتی بی آزار و مظلوم میدانند . چگونه میتوان چنین عملی را توجیه کرد؟ آیا این جنایت چیزی جز نژادپرستی و بی ارزش دانستن اقوام دیگر است؟

نکته مهم:
این جشن در میان یهودیان ایران نیز بسیار با اهمیت است و مراسمات ویِژه ای برای آن برگزار می کنند و جالب اینجاست که در این مراسمات سرتاسر در و دیوار محل برگزاری مراسم را با پرچم های اسرائیل و شرشره هایی با پرچم اسرائیل تزیین می کنند...و جالب اینجاست همین یهودیان اعلام می کنند که با اسرائیل و نژاد پرستی صهیونیست ها مخالفند و از طرف دیگر اینگونه در مجالس خصوصی خود این دروغ بزرگ را لو می دهند! تصاویر جشن پوریم در ایران را در آرشیو کامپیوترم دارم که البته نتوانستم آنرا پیدا کنم...به محض پیدا کردن آن تصاویر آنها هم به دوستان نشان میدهم...

 

جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایران‌کشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .
نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده است. از آن جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.
به گزارش «فردا»، بر مبنای کتاب استر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» می‌خواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.
اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی‌اش قبول نمی‌کند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب می‌کند. ملکه جدید که «هدسه یا استر» نام دارد, به همراه عده‌ای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخای را جانشین وی می‌کنند.
آنها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی می‌گیرند. خشایار شاه به خواست یهودیان دستور قتل ایرانیان را می دهد.
این جمع در این 3 روز 70 هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند, با بی‌رحمی تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت می‌برند.
گفتنی است یهودیان هنوز هم با گذشت 26 قرن به مناسبت این پیروزی و قتل عام بی‌سابقه تاریخی جشن می‌گیرند.
آنها در این روز لباس‌هایی شبیه شخصیت‌های داستان پوشیده و با بازی‌ کردن نقش‌های آنها این جنایت بزرگ را تجدید خاطره می‌کنند.
این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز 13 فروردین بوده است. این نحسی 13 که برخی از آن اسم می برند مرتبط با پوریم و این نسل کشی است.
ایرانیان از همان زمان, سیزدهم فروردین را به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به جنایت برخی یهودیان آن زمان که آنها را سراسیمه از خانه و کاشانه‌اشان فراری داده‌ بودند, برگزیده و سر به کوه و صحرا می‌گذارند.
این نسل‌کشی را می‌توان نوعی هولوکاست به حساب آورد. هولوکاستی که در طی 3 روز 70 هزار ایرانی (البته بسیاری از منابع و کارشناسان این رقم آورده شده در تورات را دور از ذهن می دانند)به قتل رسید. هولوکاستی که تبدیل به یکی از بزرگترین جشن‌های آیینی یهودیان شده است.
یهودیان در این روز برای شکرگزاری به درگاه خدا روز گرفته و به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

                 
استر نام آخرین دفتر از کتاب تورات است. این کتاب در اواخر عهد هخامنشی و یا پس از آن نوشته شده است. بنابر نوشته بسیاری از مورخین و کارشناسان تاریخ, مطالب کتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاکم بر جهان ، یعنی صهیونیست ها و فراماسون ها است.
این کتاب عمق نفرت و انزجار تند برخی یهودیان نسبت به غیر یهودیان به ویژه ایرانیان را نشان می دهد. شدت و تندی نفرت بحدی است که خاخام ها و فقیهان قوم یهود در سده اول میلادی مطمئن و متفق القول نبودند که آیا باید کتاب استر را در کتاب مقدس بیاورند یا نه؟
مارتین لوتر از رهبران پروتستان ها نقل شده است که « ای کاش این داستان وجود نداشت.»
این جشن گرفتن یهویان در تمام دنیا در حالی صورت می‌گیرد که کشته شدن حتی یک انسان جنایتی بزرگ محسوب می‌شود. این جنایت چیزی جز نژاد پرستی و بی‌ارزشی یک قوم نیست.
یهودیانی که, هیتلر را متهم به یهودی سوزی (هولوکاست) نموده‌اند, باید به پیشینه سیاه تاریخی خود برگردند و هولو کاست واقعی را در تاریخ اقوام خود جستجو کنند.
در جنگ جهانی دوم یهودیان, میلیون‌ها مسیحی را کشتند و در ادامه, راه کشتار در فلسطین را در پیش گرفتند و هزاران تن از مسلمانان و مسیحیان به دست صهیونیست‌ها قتل عام می‌شوند.

صهیونیستها تمام اقوام به جز خودشان را از جنس اسب می دانند.

آنها در گذشته به سپاهیان خود می گفتند که به سرزمین ایران و یا اعراب و یا حتی مسیحی‌ها رسیدید رحم نکنید. زنان، کودکان، الاغ، شتر و چهارپایانشان را بکشید تا دو سوم جهان تمام شود و تنها یک سوم جهان که همان یهودی‌ها هستند بمانند.
این کشتار فقط برای یافتن سرزمینی برای یهودیان و صهیونیستهای بی جا ومکان صورت می گرفت.
از کشتارهای عصر جدید به دست صهیونیست‌ها می‌توان ترور کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا را نام برد که هنوز به صورت معمایی باقی مانده است.
صهیونیستها, در حالی که فریاد حمایت از آزادی و نجات بشر سر می دهند هر روز هولوکاست تازه ای رقم می زند. از نمونه های بارز این جنایتها قتل عام اخیر مردم غزه است.
در روزی که یهودیان در اکثر نقاط دنیا به جشن و پایکوبی برای مراسم پوریم دارند صدها کودک و زن فلسطینی به شهادت می رسند.
یک بار دیگر صهیونیزم در جنگی بدون مرز و با عنوان نبرد پیشگیرانه به کشتار زنان ، کودکان ، اندیشمندان و نخبگان مسلمان دست یازیده است. سربازان تا دندان مسلح آمریکایی و انگلیسی بدون هیچگونه پشتوانه فکری و عقلی با بیرحمانه ترین شیوه ها آمال و آرزوی سران یهودی دنیا را برآورده می سازند.

          

جشن «پوریم» تراژدی غمبار ایرانیان

رخداد تلخ پوریم

بزرگترین فاجعه تمدن سوز بشری

 


منابع:

http://jonbeshe-shieee.mihanblog.com

http://sakhaei2004.blogfa.com

www.shahin1616.blogfa.com/